اختلال طيف اوتيسم

یک نوع اختلال رشدی و ناهنجاری رفتاری دائمی است که بر روی چگونگی ارتباط برقرار کردن فرد با دیگران و نوع نگاه او به محیط اطرافش تاثیر گذار است، معمولا افرادی که اوتیسم دارند دنیا را یک مکان ترسناک می بینند و برایشان درک انگیزه دیگران و اعمال آنها بسیار دشوار است.
دلیل استفاده از اصطلاح طیف در نامگذاری این اختلال این است که در کتاب دی اس ام فور، در تفکیک اختلال اوتیسم، سندرم آسپرگر، اختلال رت و اختلال تجزیه کودکی از یکدیگر مشکلاتی وجود داشت. در بعضی موارد روان شناسان و روان پزشکان، در صورت دسترسی به سابقه افراد، آسانتر می توانستند این اختلالات را از هم تفکیک کنند ولی دسترسی یافتن به گذشته و سوابق افراد می توانست بسیار سخت باشد، به دلیل این مشکلات، در دی اس ام فایو بطور کلی همه این اختلالات  را اختلال طیف اوتیسم نام گذاری کردند. برای مثال: بسیاری از افرادی که قبلا مبتلا به اختلال آسپرگر تشخیص داده می شدند اکنون این تشخیص را دریافت خواهند کرد: اختلال طیف اوتیسم بدون نقص کلامی یا معلولیت ذهنی.

واژه ی « اوتيسم » اولين بار درسال 1911 ميلادی توسط اوگن بلولر به کار گرفته شد، اما او تعريف دُرستي از اوتيسم در دست نداشت و به غلط بيماراني را که دچار اختلال رواني-اسکيزوفرني بودند ، مبتلايان به اوتيسم معرفي کرد. سي سال پس از بلولر، لئو کانر در سال 1943 واژه اوتيسم را برای نوعي اوتيسم که به اوتيسم اين فانتيل مشهور است به کار گرفت. کانر در دوران اوليه ی تحقيقاتش به همان اشتباهي دچار شد که بلولر، اوتيسم و اسکيزوفرني را دو بيماری رواني و هم خانواده دانست، اما به مرور زمان عوارض جديدی ميان بيماران مبتلا به اوتيسم مشاهده کرد که با عوارض اسکيزوفرني همگون نبودند. اين عوارض به « عوارض کانر » مشهور است.
عوارض کانر را مي توان در سه بخش خلاصه کرد:

اول: اختلال و بي نظمي شديد در روابط و زندگي اجتماعي و عدم آشنائي با فنون ارتباط گيری با افراد پيرامون خود
دوم: دشوار ی درک زمان و مکان ، دشواری درک حالات چهره ی افراد، و اين که افراد از دست و صورت خود برای تفهيم خود استفاده مي کنند.
سوم : اختلالات رفتاری (در قياس با نُرم های معمول جامعه، فرد مبتلا به اوتيسم بيش از حد به عادت های خود وابسته است و يا عادت های خاصي دارد که نزد ديگران معمول نيست).

تشخیص اختلال طیف اوتیسم بسیار دشوار است، زیرا به صورت انواع ناتوانی ها نشان داده می شود، از ناتوانی های شدید تا ناتوانی های بسیار خفیف که کودکان مبتلا به آنها، تقریبا مانند کودکان سالم، مهارت های بسیار بالایی دارند و در نتیجه، شناسایی علائم اوتیسم در آنها بسیار دشوار است. علائم اوتيسم معمولا قبل از سن سه سالگي بروز مي کند، ناگفته نماند که دراين زمينه نظرات متفاوتي وجود دارد. عده ای معتقدند که علائم اوتیسم از همان بدو تولد يا دراولين سال تولد کودک بروز مي کند. عده ای ديگر زمان بروزِ علائم را از ابتدای تولد تا سن پنج سالگي (و حتی گاهي تا سن هفت سالگي ) مي دانند. مرزسني مورد قبول جامعه ی علمي امروز دو سال و نيم است. اين بدين معناست که اگر کودکي تا سن دو سال و نيمي کاملا سالم باشد و هيچ يک از عوارض ذکر شده در او نمايان نشود، اما فرضا و ناگهان در سن سه سالگي از محيط خود بترسد و با اطرافيانش نتواند ارتباط برقرار کند، درکش از زمان و مکان کم شود و زندگي اش به عادت های خاص او وابسته شود، دچار اوتيسم نيست ، بلکه علت يا علت های ديگری کودک را بيمارگونه کرده است.

اوتيسم را مي‌توان در اوايل کودکي تشخيص داد و سن طلایی تشخیص اوتيسم در سنین دو تا پنج سالگی است و بعد از این سن مشکلات ذهنی و روانی کودکان اوتيسم مشاهده می‌شود ولی این بیماری در بسیاری از کودکان تا قبل از مدرسه رفتن و یا رفتن به مهدکودک، تشخیص داده نمی شود. در نتیجه درمان های مورد نیاز در سال های اولیه زندگی را از دست می دهند، بنابراین لازم است در 18 ماهگی و 24 ماهگی، بررسی های مربوط به اوتيسم انجام شود، مخصوصا در کودکانی که خانواده شان دارای سابقه اوتيسم هستند و یا رفتارهای خطرناک دارند.

خصوصیات اصلی اختلال طیف اوتیسم بر اساس دی اس فایو عبارتند از :
1.نقص در ارتباط اجتماعی و .2.رفتارها، علائق یا فعالیت های تکراری و محدود

نقص در ارتباط و تعامل اجتماعی

نقص در ارتباط و تعامل اجتماعی، یکی از بارزترین و متداولترین ویژگی های اوتیسم است. افراد مبتلا به اختلال طیف اوتیسم در استفاده از رفتارهای غیر کلامی مثل تماس چشمی و میمیک صورت ناتوانی دارند و نمی توانند تعامل اجتماعی و ارتباطات میان فردی را تنظیم کنند. آنها به ندرت به دیگران نزدیک می شوند و تقریبا هرگز در سلام کردن به دیگران پیشقدم نمی شوند و به هنگام حرف زدن با دیگران یا جدا شدن از آنها، به چشمان طرف مقابل نگاه نمی کنند. در کودکان خردسال، این پدیده بصورت عدم علاقه آشکار به دوست یابی، حفظ دوستی یا سایر انواع ارتباط میان همسالان ظاهر می شود. کودکان مبتلا به این اختلال، ظاهرا نمی توانند قصد، نیت یا هیجان های دیگران را درک کنند و بطور کلی نسبت به کارهای دیگران بی اعتنا هستند. این حالت باعث شده است که بعضی روان شناسان عقیده داشته باشند که کودکان اوتیستیک نمی توانند ذهن خوانی داشته باشند یعنی نمی توانند نیات، خواسته ها و باورهای دیگران را حدس بزنند یا درک کنند. این ناتوانی باعث می شود که آنها نتوانند بفهمند که چرا بعضی مردم بعضی کارها را انجام می دهند. کودکانی که به سطوح خفیفتر اوتیسم مبتلا هستند ممکن است متوجه شوند که کدام ژست های فیزیکی و کدام میمیک ها یا حرکت های صورت با کدام احساسات و هیجانات ارتباط دارند، مثلا متوجه می شوند که اخم کردن نشانه خشم یا عدم تائید است ولی متوجه نمی شوند که چرا دیگران هیجان خاصی را نشان نمی دهند مثلا متوجه نمی شوند که چرا کودک بغل دستی آنها ناگهان داد می کشد و بعد از آن، گریه می کند.

رفتارها، علایق و فعالیت های محدود و تکراری

یکی از ویژگی های کلی افراد مبتلا به اختلالات طیف اوتیسم این است که معمولا رفتارها، علایق و فعالیت های بسیار محدود، تکراری و کلیشه ایی دارند. آنها در کودکی به تعداد انگشت شماری از اسباب بازی ها علاقه ایی خاص نشان می دهند. آنها اسباب بازی های خود را بارها و بارها و دقیقا به یک شکل پشت سر هم می چینند و اگر کسی روتین آنها را بهم بزند یا اجازه ندهد به روتین خود ادامه دهند بسیار ناراحت می شوند. به نظر میرسد که نیاز به یکنواخت بودن، صرفا به وسایل شخصی ختم نمی شود مثلا اگر جای مبلمان خانه عوض شود یا از مسیر دیگری غیر از مسیر همیشگی به مدرسه بروند، به شدت ناراحت می شوند، مثلا اگر پدر در سر راه مدرسه، مسیر خود را عوض کند و جلوی خودپرداز یک بانک لحظه ایی توقف کند، آنها به شدت مشوش شده و قشقرق راه می اندازند.
کودکان مبتلا به اوتیسم، به اشیای بی جان علاقه خاص و عمیقی پیدا می کنند، مثلا به کلید، سنگ، وسایل مکانیکی یا ابزارهایی که دست زدن به آنها احساس خاصی در حس لامسه ایجاد می کند، مثلا عاشق صافی و لیزی سطح یک سنگ هستند. این کودکان معمولا با اسباب بازی ها بازی نمی کنند و به هنگام بازی نیز، بازی نمادین یا سمبولیک ندارند، مثلا ماشین اسباب بازی را دور اتاق نمی گردانند، در حالی که کودکان سالم با یک قوطی کبریت، ماشین بازی می کنند و آن را واقعی می پندارند.
یک ویژگی کلی دیگر کودکان مبتلا به این اختلال، حرکات بدنی کلیشه ایی است، مثل دست زدن، بشکن زدن، جلو و عقب رفتن در صندلی، جلو وعقب یا به چپ و راست حرکت دادن بالاتنه به هنگام ایستادن، یا بالا یا پایین بردن خود. این رفتارهای تکراری، ظاهرا برای خود-تحریکی هستند و گاهی آنقدر شدید و قوی می شوند که ممکن است آسیب فیزیکی ایجاد کنند مثل گاز گرفتن دستان و انگشتان، کوبیدن یر به دیوار یا جاهای دیگر، کشیدن موها و خاراندن خود.

علائم هشداردهنده در سال اول :

با صدای مادر، سر خود را برنمی گردانند.
به اسم خود واکنش نشان نمی دهند.
به چشم افراد نگاه نمی کنند.
اصلا حرف نمی زنند، حتی کلمات نامشخص را بیان نمی کنند.
لبخند نمی زنند و هیچ عکس العملی از رفتارهای اجتماعی ندارند.

علائم کودکان دو ساله اوتيستيك :

در 16 ماهگی، هیچ کلمه ای را بیان نمی کنند.
در 18 ماهگی، تظاهر به بازی کردن نمی کنند.
در 2 سالگی، هیچ عبارت دو کلمه ای را بیان نمی کنند.
مهارت های گفتاری را از دست می دهند.
علاقه به واکنش نشان دادن به محرک های محیطی اطراف خود ندارند، طور مثال : هنگامی که بزرگسالان اشاره به پرنده ای در هوا می کنند، هیچ علاقه ای را نشان نمی دهد.

آزمون "تشخيص نام" و اوتيسم در نوزادان

اگر والدین، نوزادان خود را برای آنکه دریابند نسبت به صدا زدن اسم شان واکنش نشان می دهند یا نه، مورد آزمایش قرار بدهند ممکن است زودتر از سایر آزمون ها، به تشخیص زودهنگام اوتیسم کمک کند. آزمون تشخیص نام یکی از راههایی که به تشخیص ابتدایی این اختلال کمک می کند.
مطالعه بر روی گروه های نمونه : پژوهشگران دو گروه از نوزادان را مورد مطالعه قرار دادند، یک گروه شامل نوزادان سالم و گروه دیگر شامل نوزادانی که بیش از دیگران در معرض خطر ابتلا به اوتیسم بودند، زیرا خواهر یا برادر بزرگتر مبتلا به اوتیسم داشتند. در دوازده ماهگی همه نوزادان در گروه سالم، از پس آزمون صدا زدن اسم، با واکنش نشان دادن به اولین یا دومین صدا زدن برآمده بودند، در حالی که تنها 86 درصد از نوزادان 'درمعرض خطر' چنین واکنشی نشان داده بودند. پژوهشگران دانشگاه کالیفرنیا به مطالعه خود بر روی برخی از این کودکان در هر دو گروه تا سن دو سالگی ادامه دادند. یافته ها نشان داد که در سن دو سالگی، سه چهارم کودکان 'درمعرض خطر' که از پس آزمون صدا زدن اسم برنیامده بودند، با مشکلات رشدی روبرو شدند. از میان این کودکان، کسانی که بعدا اوتیسم در آنها تشخیص داده شد، نیمی از آنها در سن یک سالگی موفق به از سر گذراندن آزمون نام نشده بودند و از میان کودکانی که دارای گونه های مختلفی از تاخیر در مراحل رشد بودند، 39 درصد در این آزمون ناموفق بوده اند.
کنترل دائمی : پژوهشگران تاکید می کنند که آزمون نام به تنهایی برای تشخیص اوتیسم کافی نیست، بلکه تنها نشانگر آن است که ممکن است کودک به ارزیابی های بیشتری نیاز داشته باشد. با این حال، آنها می گویند اگر نوزادی بطور مرتب و تکراری از پس این آزمون برنیاید احتمال زیادی می رود که دارای برخی از گونه های اختلالات رشدی باشد و باید برای کنترل های بیشتر و یا مداخلات درمانی احتمالی اولیه به متخصص ارجاع داده شود و اگر اقدامات درمانی در مورد این بیماری زود آغاز شود، شانس خوبی برای درمان آن وجود دارد. اما او همچنین می گوید: "اگر نوزادی تنها نسبت به صدا زدن اسمش واکنشی نشان نداد، لزوما بدان معنا نیست که او دارای اوتیسم است."

علل اختلال طیف اوتیسم

در سال های 1960 باور بر این بود که رفتار اوتیستیک در اثر تربیت سرد و نامهربانانه والدین ایجاد می شود. مطالعات بعدی، این نگرش را نفی کردند و معتقد شدند که والدین کودکان مبتلا به اوتیسم با والدین کودکان سالم، از لحاظ نحوه تربیت فرزند هیچ تفاوتی ندارند. با این همه، علت اختلال طیف اوتیسم هنوز به خوبی معلوم نشده است. هرچند شواهد نشان می دهند که یک عنصر ژنتیک وجود دارد، عوامل محیطی نیز می توانند به بروز آن کمک کنند مثل خطرات دوران جنینی مثلا بیماری های عفونی در مادر حامله، ترکیبات مختلف عوامل ژنتیک با عوامل محیطی باعث می شوند که اختلالات طیف اوتیسم، از لحاظ غلائم و شدت آنها بسیار متفاوت باشند.
والدين يك كودك اُتيستيك، بار سنگيني را به دوش مي‌كشند. آنها از ناتواني كودك براي برقراري ارتباط، تكانشگري، عدم همراهي هيجاني، رفتارهاي خودشكن، و مشكلات خوردن و توالت سرخورده هستند. برخي از والدين پذيرش تشخيص را دشوار يافته و پيوسته به دنبال يافتن توجيهات ديگري هستند. بسياري از والدين هم به خوبي با مساله كنار مي‌آيند، اما همه مي‌توانند از برخي راهنمايي‌ها و خدمات، از جمله مشاوره و روان‌درماني حمايتي بهره‌ببرند.

درمان اختلال طیف اوتیسم

برای اوتیسم، درمان قطعی وجود ندارد ولی برای سازگار شدن افراد مبتلا به اختلال طیف اوتیسم با زندگی روزمره و بالا رفتن کیفیت زندگی آنها تلاش های زیادی انجام شده است. بسیاری از افراد مبتلا به این اختلال، مشکلات ارتباطی بسیار شدیدی دارند و بدون حمایت و مراقبت دائم از سوی دیگران نمی توانند زندگی عادی داشته باشند . مداخلات درمانی معمولات به سه شکل عمده انجام می شود:
1.درمان های دارویی، برای کاهش رفتارهای مشکل زا مثا انزوا، پرخاشگری یا خودزنی
2.رفتاردرمانی برای بهبود مهارت های ارتباطی و معاشرتی
3.استراتژی های دربرگیری که شامل مهارت های اجتماعی و مهارت های زندگی، آموزش رفتارهای خودیاری و خود مدیریتی است و هدف آنها کمک به افراد برای زندگی در جامعه می باشد.

ولی در استفاده از این درمان ها بر روی افراد مبتلا به این اختلال مشکلاتی وجود دارد:
اولین مشکل این است که همه انواع مداخلات و روش های درمانی، ماهیت تغییر دارند و برای تغییر دادن طراحی شده اند، در حالی که یکی از ویژگی های افراد مبتلا به طیف اوتیسم این است که از هرگونه تغییر بیزارند.
دومین مشکل این است که کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم، به دنیای خارج بی اعتنا هستند، آنها به تلاش دیگران برای برقراری ارتباط واکنش نشان نمی دهند و حتی کارهای ساده مثل نگاه کردن در چشم دیگران، برای آنها مشکل است و نمی توانند با کسی تماس چشمی برقرار کنند. به همین دلیل، هرگونه برنامه درمانی باید مهارت های اولیه ارتباط را تقویت کند مثلا تماس چشمی را آموزش دهد.
سوم اینکه کودکان مبتلا به این اختلال معمولا به تعداد بسیار محدودی از اشیاء و رویدادها علاقمند هستند و این باعث می شود که یافتن تقویت کننده های موثر برای پاداش دادن به آنها بسیار دشوار باشد. بی اعتنایی این کودکان به برقراری ارتباط باعث می شود که ستایش، تعریف و تمجید بعنوان تقویت کننده موثر واقع نشود، بنابراین باید از تقویت کننده های آشکارتر و جذاب تر استفاده کرد مثلا باید ستایش را با خوراکی همراه کرد تا ویژگی تقویت کننده ثانویه پیدا کند، همچنین می توان از تقویت کننده های لامسه ایی استفاده کرد مثل بغل کردن.

منبع: راهنمای تشخیصی و آماری اختلال های رواني دي اس ام فايو
 

Copyright @2016 Hamed Jabbari